امروز روز تولدمه.می رم توی ۲۳ سال.۲۳ به همین زودی گذشت.مثل برق و باد.۱ سال بزرگتر شده ام. خوشحالم از اینکه دارم توی این دنیا توی این شهر با همه مردمون ساده و صمیمیش زندگی می کنم. توی این چند سالی که خودم رو شناختم تلخیها و شادی هایی داشتم.بدترین و غم انگیزترین روز زندگی ام فوت پدر مادری ام بده و فوت پدر پدری ام.آقاجونم که رفت از این دنیا غم بزرگی رو گذاشت به دل همه خونواده.آقاجونم دلم یه ذره شده واست.واسه فاطمه گفتن هات.واسه همه مهربونیهات.واسه اخمهای شیرینت.واسه لبخندهای دلنشینت و واسه وجودت.خودت که بهترین پدر بزرگ دنیا واسه ما نوه هات بودی.کاش زمان به عقب بر میگشت تا بتونم لحظه ای به مانند بچه گیهام روی پاهات بشینم.پاهاتو ماساژ بدم.آخ که چقدر دلم واست تنگ شده آقاجون خوبم ![]()
دوستت دارم تا دنیا دنیا هست . غم هام زیادن ولی نمی خوام بگم چون مثنوی هفتاد من می شه و دراینجا نمی گنجه.( نگید جوونی و این همه غم واسه چی داری؟؟؟
هرکسی غم هایی داره) شادیهام هم زیادن نمی گم کمه بهترین روز زندگی ام به فاصله ۲ رو اتفاق افتاد توی اون ۲روزیکه اسمم رو جزو قبول شده های کنکور در رشته های زبان و نرم افزار دیدم.خیلی خوشحال شدم.شادی بعدیم اینه که نیمه دوم زندگی ام رو پیدا کرده ام.دلم واسش تنگ شده ولی باید صبرکنم.صبر کنم تا درسش تمام شه .امیدوارم هرچه زود تر بهش برسم
.شادی بعدیم امروز بود.امروز از طرف نیروگاه اتمی زنگ زدن که تشریف بیارید واسه تکمیل پروندتون.خوشحالم دعا کنید
که جور بشه
پارسال یه همچین روزی با دوستان هم دانشگاهیم رفتیم رستوران و تولد گرفتیم.خیلی بهمون خوش گذشت. امسال همون دوستام با کمک مریم و ۲ تا از دوستای همکلاس مریم واسم تولد گرفتن.دستشون درد نکنه خیلی خوش گذشت .مرسی خواهری گلم و دوستای خواهری عزیزم.
هدیه هایی که گیرم اومد : کیک و یه شال خیلی خوشمل. یه پلیور ناز که رنگش رو خیلی دوست دارم . عطر . مام و شامپو . یه زنجیر زیبا . قهوه جوش با ۲ تا لیوانش خیلیییی ناز . ساندویچ میکر . یه ظرف که مریم گفت سرویس کاملش هست ( میخوام برم کاملش رو بگیرم
).عزیزی هم قبل تولدم کادوهامو پست کرد یه نیم بوت و یه بلوز که خیلی دوسشون دارم ![]()
واییییی قربونتون برم دوستای خوبی دارم من.ایشالله تولد تک تکتون جبران می کنم همه محبتهاتون رو مرسیییی دوستای گلم ![]()
![]()
شبی که گذشت از بهترین شبهای زندگیم بود.
تنها توی این جمع دوستام جای تو عزیزم در کنارم خالی بود.حامدم امیدوارم سال دیگه توی این روز در کنار هم باشیم.بهترین ها رو برای تو بهترینم آرزو می کنم
پ.ن ۱ : عزیزم الان توی راهه داره بر می گرده خونشون این مدت رو کرمان پیش برادرش بوده
پ.ن ۲ : دوستای گلم همتون رو از صمیم قلب دوست دارم
پ.ن ۳ : روز جمعه امیدوارم به همگی مون در کنار هم خوش بگذره مثل سری قبل که رفتیم
حوشحالم بیشتر از هر زمان دیگری و توی این خوشحالی بهترین ها رو برای شما دوستای گلم آرزو م کنم
واسم دعا کنید که دیگه این آخری قبول شم.تا حالا که تو مراحل قبلی گزینش قبول شدم.فقط مونده همین آخری.دعا کنید واسم.
خوشحالم همین و بس
سپیده عشق
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش
تن صداها ترانه می رقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه ... گوئی ز دخمه دل من
روح شب گرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
بر لبم شعله های بوسه تو
می شکوفد چو لاله٬گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله راز
ناشناسی دورن سینه من
پنجه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوئیا بوی عود می آید
آه ... باور نمی کنم که مرا
با تو پیوستی چنین باشد
نگه آن دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد
بیگمان زان جهان رویائی
زهره بر من فکنده دیده عشق
می نویسم بروی دفتر خویش
" جاودان باشی ای سپیده عشق"
" فروغ فرخزاد"
این شعر بد جوری به دلم نشست دوست داشتم اینجا بذارمش
پ.ن ۱: از دیشب تا حالا آسمون بوشهر بارونی .یه بارون ریزی بود.جون می داد بری لب ساحل زیر بارون قدم زدن.ولی مریض بودم
من باروننننننننننن می خوام خوب